محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
96
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
رد كرده بود . براى هشام المؤيد در طليطله نيز بيعت گرفته شد و بر منبرها به نام او خطبه خواندند . « 7 » اما ابن عباد پس از اندكى جنگهاى خود را با ابن الافطس از سرگرفت و يحيى المأمون از يارى او بهرهاى نبرد . ابن هود نيز از همان راهى رفت كه يحيى رفته بود و او نيز به نوبهء خود دست يارى به سوى دولتهاى مسيحى دراز كرد و از آنان خواست كه بر ضد خصمش ابن ذو النون وارد عمل شوند . بدين منظور هدايايى كرامند از نقد و كالا نزد فرناندو فرستاد و از او خواست كه به سرزمينهاى يحيى المأمون حمله كند . فرناندو نيز دعوت او بپذيرفت و افواجى از شكر خود بفرستاد تا اراضى طليطله را درنورديدند و به وادى الحجاره و قلعة النهر ( قلعهء هنارس ) حمله كردند و دست به تخريب و تاراج و كشتار زدند . يحيى المأمون به خشم آمد و خواستار عقد پيمان با گارسيا پادشاه ناوار شد . گارسيا برادر فرناندو پادشاه قشتاله بود . يحيى براى او هدايا و اموال فرستاد و او با قواى خود به اراضى ابن هود كه هممرز او بود حمله آورد و بلاد ميان تطيله و وشقه را غارت كرد و از جمله در سال 437 ه / 1045 م دژ قلهره را گشود . اين دژ را المنصور بن ابى عامر از اعمال جنوبى ناوار فتح كرده بود . از آنسو ، بار ديگر فرناندو پادشاه قشتاله به قلمرو طليطله حمله آورد و دست به خرابكارى زد . بدينگونه دو پادشاه مسيحى ، اراضى دو مملكت اسلامى را به تحريك ناپسند ابن هود و ابن ذو النون به خون كشيدند و ويران كردند . در اثر اين حملات ، خطوط دفاعى مسلمانان درهم ريخت و مسلمانان به غايت ملول و بدحال شدند . مردم طليطله به ناچار چند تن از بزرگانشان را نزد سليمان بن هود فرستادند و از او خواستند كه به نوعى مصالحه كند . اينان به سر قسطه رفتند و او را به صلح دعوت كردند و از عواقب كار برحذر داشتند و گفتند كه اعمال ايشان تا چه حد سبب پيروزى مسيحيان شده است . سليمان بن هود تظاهر به قبول كرد و همپيمانان مسيحى خود را به شهرشان بازگردانيد . ولى ابن هود از خيالى كه در سر داشت عدول ننمود . سپاهيان خود را با
--> ( 7 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 220 .